شب یلدا
ناز پسرم! یلدا مبارک. این اولین شب یلدایی بود که تو درکنار ما بودی. هرچند هنوز به دنیا نیومدی ولی همه ما حضورت رو در کنار خودمون حس کرده و باور داشتیم بخصوص من که ورجه وورجه کردن و شیطونی هاتو حس می کردم.دیشب هم مثل شب یلدای هر سال خونه عزیز جون فرنگیس و بابایی نصر اله جمع بودیم. جمعمون هم جمع بود. البته جای عمو محمدباقر هم حسابی خالی بود. عزیز و بابایی، عمو ابوالقاسم و زن عمو فاطمه و محمدحسین و محدثه، بابایی احمد و مامانی نرگس و عمه فاطمه، باباجون محمود و مامان جون زهرا و دایی علی، من و تو و بابا امیر. یعنی همون جمع ثابت هر ساله به اضافه تو.خیلی بهمون خوش گذشت و یه عالمه خوراکی های خوشمزه هم خوردیم و گفتیم و خوش بودیم. آخر شب...
نویسنده :
مامان مریم
20:02




